Logo video2dn
  • Сохранить видео с ютуба
  • Категории
    • Музыка
    • Кино и Анимация
    • Автомобили
    • Животные
    • Спорт
    • Путешествия
    • Игры
    • Люди и Блоги
    • Юмор
    • Развлечения
    • Новости и Политика
    • Howto и Стиль
    • Diy своими руками
    • Образование
    • Наука и Технологии
    • Некоммерческие Организации
  • О сайте

Скачать или смотреть از تشنگی بیدارشدم اب بخورم که رفتم سمت بالکن مادرمو تو بغل کسی دیدم که از هوش رفتم..

  • شب داستان
  • 2026-01-26
  • 1213
از تشنگی بیدارشدم اب بخورم که رفتم سمت بالکن مادرمو تو بغل کسی دیدم که از هوش رفتم..
  • ok logo

Скачать از تشنگی بیدارشدم اب بخورم که رفتم سمت بالکن مادرمو تو بغل کسی دیدم که از هوش رفتم.. бесплатно в качестве 4к (2к / 1080p)

У нас вы можете скачать бесплатно از تشنگی بیدارشدم اب بخورم که رفتم سمت بالکن مادرمو تو بغل کسی دیدم که از هوش رفتم.. или посмотреть видео с ютуба в максимальном доступном качестве.

Для скачивания выберите вариант из формы ниже:

  • Информация по загрузке:

Cкачать музыку از تشنگی بیدارشدم اب بخورم که رفتم سمت بالکن مادرمو تو بغل کسی دیدم که از هوش رفتم.. бесплатно в формате MP3:

Если иконки загрузки не отобразились, ПОЖАЛУЙСТА, НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если у вас возникли трудности с загрузкой, пожалуйста, свяжитесь с нами по контактам, указанным в нижней части страницы.
Спасибо за использование сервиса video2dn.com

Описание к видео از تشنگی بیدارشدم اب بخورم که رفتم سمت بالکن مادرمو تو بغل کسی دیدم که از هوش رفتم..

⚪ لیست پلی لیست های پرطرفدار👇🏽

🔴 شوهرم باهام راب.. نداشت ولی علائم بارداری داشتم(آوین)👇🏽

   • داستان زندگی آوین  

🔴 با تک پسر دِه بالا ازدواج کردم(گل گیس)👇🏽

   • داستان زندگی گل گیس  

🔴 دختری رعیت اسیر خان مغرور عمارت شدم (اختر دختر قاجاری)👇🏽

   • داستان زندگی اختر  


⚪ لینک داستان های پر طرفدار کانال شب داستان👇🏽

🔴 مدتی بود زنم گم شده بود (سرگذشت اسماعیل)👇🏽

   • داستان ارسالی: مدتی بود زنم گم شده بود تا ...  
🔴 نظافتچیه شرکت بزرگی بودم (سرگذشت کیمیا)👇🏽


   • نظافت چی یه شرکت بزرگ شدم ولی اونجا حقیقتی...  

🔴 تک دختر بازاری معروف شهر بودم (سرگذشت نازی)👇🏽

   • وکیل معروفی شدم یه روز یکی از موکلام زندگی...  

🔴سرگذشت شیوا 👇🏽

   • بدن سفید و بلوری مادر زنمو که دیدم حالم ...  



خوش اومدین به کانال شب داستان حسنا هستم و خوشحالم که اینجا کنارمین😍❤️

اگر ویدیوهارو دوست داشتن لایک کنید مارو با سابسکرایب کردن حمایت کنید❤️

⚪ کانال دوممون رو حسنا داستان حتما سابسکرایب کنید که پر از داستان هایی مهیج و عاشقانس
اینم لینک چنل 👇🏼


   / @hosnadastan  

کانال نجوای تاریکی (داستان های ترسناک)👇🏽

   / @najvayetariki-p6k  

داستان
داستان واقعی
داستان فارسی
داستان ایرانی
پادکست داستان واقعی
داستان زندگی
عشق ممنوعه

#داستان_واقعی
#عاشقانه
#شب_داستان
#داستان_فارسی

Комментарии

Информация по комментариям в разработке

Похожие видео

  • زنم بوگندو بودو چاقالو صداش میزدن تا اینکه تو ماموریتم کسی رو دیدم که..#داستان_فارسی
    زنم بوگندو بودو چاقالو صداش میزدن تا اینکه تو ماموریتم کسی رو دیدم که..#داستان_فارسی
    12 часов назад
  • داستان واقعی: نیمه شب متوجه سفتی چیزی در بدنم شدم وحشتزده راهی بیمارستان شدم دکتر..#داستان #پادکست
    داستان واقعی: نیمه شب متوجه سفتی چیزی در بدنم شدم وحشتزده راهی بیمارستان شدم دکتر..#داستان #پادکست
    3 недели назад
  • داستانی که میخ.کوبت میکنه خیلی قشنگه ..💖😍 بعد مدت ها ویدیو گذاشتم حمایت یادتون نره😘
    داستانی که میخ.کوبت میکنه خیلی قشنگه ..💖😍 بعد مدت ها ویدیو گذاشتم حمایت یادتون نره😘
    2 месяца назад
  • داستان واقعی:دکترمعروفی بودم که عاشق دخترزرتشتی شدم اما...سرگذشت آذرمینا#داستان_واقعی#داستان#پادکست
    داستان واقعی:دکترمعروفی بودم که عاشق دخترزرتشتی شدم اما...سرگذشت آذرمینا#داستان_واقعی#داستان#پادکست
    3 недели назад
  • داستانی واقعی که با شنیدنش قلبت به درد میاد🥺💔#داستان_فارسی
    داستانی واقعی که با شنیدنش قلبت به درد میاد🥺💔#داستان_فارسی
    4 недели назад
  •  دختر روستایی و ترشیده بودم هیشکی منو نمیگرفت تا اینکه...سرگذشتی دردناک وعاشقانه قدیمی#داستان_فارسی
    دختر روستایی و ترشیده بودم هیشکی منو نمیگرفت تا اینکه...سرگذشتی دردناک وعاشقانه قدیمی#داستان_فارسی
    4 недели назад
  • داستان واقعی شنیدنی خیلی قشنگه از دستش ندین 💖، واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان  فارسی
    داستان واقعی شنیدنی خیلی قشنگه از دستش ندین 💖، واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی
    3 недели назад
  • داستان واقعی ارسال شده : توی فرودگاه اول فکر کردم اشتباه دیدم ....
    داستان واقعی ارسال شده : توی فرودگاه اول فکر کردم اشتباه دیدم ....
    1 месяц назад
  • بازم یه داستان شنیدنی واقعی واستون آوردم که شو.که میشی قشنگه عشقا😘💖حمایت کنید رفقا💖
    بازم یه داستان شنیدنی واقعی واستون آوردم که شو.که میشی قشنگه عشقا😘💖حمایت کنید رفقا💖
    1 месяц назад
  • نمیدونستم دخترم توی چه دامی افتاده تا روزی که مدیر مدرسه اش زنگ زد و با ترس گفت...
    نمیدونستم دخترم توی چه دامی افتاده تا روزی که مدیر مدرسه اش زنگ زد و با ترس گفت...
    5 дней назад
  • داستان عاشقانه دختر خان و پسر کارگر | عشق پنهانی یک دلباخته
    داستان عاشقانه دختر خان و پسر کارگر | عشق پنهانی یک دلباخته
    3 недели назад
  • سارا : شوهرم۷روز مونده به عروسیمون با فهمیدن راز شغل مادرم دستبکار وحشتناکی زد که..#داستان #صدای_تو
    سارا : شوهرم۷روز مونده به عروسیمون با فهمیدن راز شغل مادرم دستبکار وحشتناکی زد که..#داستان #صدای_تو
    3 недели назад
  • داستان واقعی : یه گوشی بالای کمد پیدا کردم و همه چی رو فهمیدم
    داستان واقعی : یه گوشی بالای کمد پیدا کردم و همه چی رو فهمیدم
    3 недели назад
  • داستان واقعی : دختری تنها بودم که برای نون شبم کارگری میکردم...داستانی که خواب از چشمات میگیره😱
    داستان واقعی : دختری تنها بودم که برای نون شبم کارگری میکردم...داستانی که خواب از چشمات میگیره😱
    3 недели назад
  • داستان واقعی گوش نکنی از دستت رفته ! #dastanland #داستان_عاشقانه
    داستان واقعی گوش نکنی از دستت رفته ! #dastanland #داستان_عاشقانه
    6 месяцев назад
  • شوهرم مرده بود و حامله بودم همه بهم میگفتن فاح...ای تا اینکه ...#داستان_فارسی
    شوهرم مرده بود و حامله بودم همه بهم میگفتن فاح...ای تا اینکه ...#داستان_فارسی
    1 месяц назад
  • داستان شنیدنی واقعی شب بعد عروسیم... 😭😭، واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی
    داستان شنیدنی واقعی شب بعد عروسیم... 😭😭، واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی
    1 месяц назад
  • داستان واقعی:فریده /یه مرد ثروتمند که دنبال زنش میگشت...#داستان#پادکست#داستان_واقعی#رادیوصدا
    داستان واقعی:فریده /یه مرد ثروتمند که دنبال زنش میگشت...#داستان#پادکست#داستان_واقعی#رادیوصدا
    1 месяц назад
  • وقتی سرچشمه روستا رفتم با چیزی مواجه شدم که برق از سرم پرید..#داستان_فارسی
    وقتی سرچشمه روستا رفتم با چیزی مواجه شدم که برق از سرم پرید..#داستان_فارسی
    2 дня назад
  • وقتی برگشتم خونه و شوهرمو تو اون حال دیدم از هوش رفتم اخه...#داستان_فارسی
    وقتی برگشتم خونه و شوهرمو تو اون حال دیدم از هوش رفتم اخه...#داستان_فارسی
    3 недели назад
  • О нас
  • Контакты
  • Отказ от ответственности - Disclaimer
  • Условия использования сайта - TOS
  • Политика конфиденциальности

video2dn Copyright © 2023 - 2025

Контакты для правообладателей video2contact@gmail.com