Logo video2dn
  • Сохранить видео с ютуба
  • Категории
    • Музыка
    • Кино и Анимация
    • Автомобили
    • Животные
    • Спорт
    • Путешествия
    • Игры
    • Люди и Блоги
    • Юмор
    • Развлечения
    • Новости и Политика
    • Howto и Стиль
    • Diy своими руками
    • Образование
    • Наука и Технологии
    • Некоммерческие Организации
  • О сайте

Скачать или смотреть داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس

  • داستان هیس Dastan Hiss
  • 2026-02-20
  • 8134
داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس
  • ok logo

Скачать داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس бесплатно в качестве 4к (2к / 1080p)

У нас вы можете скачать бесплатно داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس или посмотреть видео с ютуба в максимальном доступном качестве.

Для скачивания выберите вариант из формы ниже:

  • Информация по загрузке:

Cкачать музыку داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس бесплатно в формате MP3:

Если иконки загрузки не отобразились, ПОЖАЛУЙСТА, НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если у вас возникли трудности с загрузкой, пожалуйста, свяжитесь с нами по контактам, указанным в нижней части страницы.
Спасибо за использование сервиса video2dn.com

Описание к видео داستان واقعی : دختر دهاتی بودم که همه مسخره ام میکردن ...سرگذشت نرگس

داستان واقعی‌: راز که سال‌ها پنهان شده بود، بالاخره برملا شد!سرگذشت نرگس...#داستان_واقعی​​ #پادکست​​ #داستان​​ #dastan​​ #جاده_داستان​​#داستان_هیس​
دختر روستایی ساده‌ای بودم که مادرم با کار در خانه‌های مردم منو بزرگ کرد… 🥺
تا اینکه توی یه کارگاه مشغول به کار شدم و رئیس جوان کارگاه عاشقم شد. ازدواج کردیم اما زندگی اون‌طور که فکر می‌کردم پیش نرفت. مادرشوهر و جاریم همیشه تحقیرم می‌کردن و بهم می‌گفتن «دهاتی»…
اما یه روز اتفاقی افتاد که همه‌چیز رو تغییر داد! وقتی بچه جاریم به‌خاطر یه حادثه به بیمارستان منتقل شد و به خون نیاز داشت، نتیجه آزمایش‌ها راز بزرگی رو برملا کرد… رازی که زندگی همه‌مون رو زیر و رو کرد! 😳

🔥 آیا حقیقت می‌تونه سال‌ها پنهان بمونه؟
🔥 واکنش خانواده بعد از فاش شدن راز چی بود؟
🔥 سرنوشت این زندگی به کجا رسید؟

حتماً تا آخر این داستان واقعی و پرهیجان رو ببینید و نظرتون رو برامون بنویسید ❤️
   • داستان واقعی: تکان دهنده ترین اتفاق زندگیم...  

   • داستان واقعی :به شوهرم شک کردم… اما حقیقت ...  
داستان واقعی
پادکست
داستان های فارسی
داستان واقعی عاشقانه
داستان عاشقی
داستان هیس
جاده داستان
داستان لند
رمان خونه
آوای داستان
داستان الهی

Комментарии

Информация по комментариям в разработке

Похожие видео

  • داستان واقعی : به خاطر بچه‌دار نشدنم برام هوو گرفتن اما... آخرش خودش با التماس برگشت!#داستان_واقعی
    داستان واقعی : به خاطر بچه‌دار نشدنم برام هوو گرفتن اما... آخرش خودش با التماس برگشت!#داستان_واقعی
    12 часов назад
  • داستان واقعی: توی مهمونی مجلل همکلاسی های سابقم.. سرگذشت نفس #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی: توی مهمونی مجلل همکلاسی های سابقم.. سرگذشت نفس #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    18 часов назад
  • داستان واقعی : دخترعموی شوهرم سرعقدم چیزی در گوشم گفت که ..‌.#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان واقعی : دخترعموی شوهرم سرعقدم چیزی در گوشم گفت که ..‌.#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    2 дня назад
  • داستان ارسالی : بینظیره رفقا از دست ندین قشنگ ترین داستان بود #podcast #داستان
    داستان ارسالی : بینظیره رفقا از دست ندین قشنگ ترین داستان بود #podcast #داستان
    1 год назад
  • داستان واقعی:داستان ارسالی: مدید عامل بیمارستان بخاطر یک اشتباه کوچیک.. #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی:داستان ارسالی: مدید عامل بیمارستان بخاطر یک اشتباه کوچیک.. #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    6 дней назад
  • داستان واقعی :به شوهرم شک کردم… اما حقیقت جاریم زندگیمونو نابود کرد!#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان واقعی :به شوهرم شک کردم… اما حقیقت جاریم زندگیمونو نابود کرد!#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    8 дней назад
  • پلیس راهور - به این زن سیلی زد - ولی نمی‌دانست او رئیس پلیس است و این بزرگترین اشتباه عمرش بود!
    پلیس راهور - به این زن سیلی زد - ولی نمی‌دانست او رئیس پلیس است و این بزرگترین اشتباه عمرش بود!
    2 дня назад
  • داستان واقعی : پسرخانواده سرشناسی بودم که دست گذاشتم رو دختر شیرین عقل#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان واقعی : پسرخانواده سرشناسی بودم که دست گذاشتم رو دختر شیرین عقل#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    1 день назад
  • داستان شنیدنی واقعی شوهرم منو و نوزاد تازه دنیا اومده رو ول کرد اما..😭😭#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان شنیدنی واقعی شوهرم منو و نوزاد تازه دنیا اومده رو ول کرد اما..😭😭#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    4 дня назад
  • داستان واقعی:..جنجالی ترین اتفاق زندگیم زمانی افتاد که..سرگذشت شیدا#داستان_واقعی​ #پادکست​ #داستان​
    داستان واقعی:..جنجالی ترین اتفاق زندگیم زمانی افتاد که..سرگذشت شیدا#داستان_واقعی​ #پادکست​ #داستان​
    10 дней назад
  • داستان واقعی:داستان ارسالی: 20 سال از عمرمو پشت میله های زندان😰...#داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی:داستان ارسالی: 20 سال از عمرمو پشت میله های زندان😰...#داستان_واقعی#پادکست#داستان
    10 дней назад
  • داستان پسر هیزم‌شکن فقیر و پری زیبا، داستانی زیباتر و عجیب‌تر از داستان‌های تخیلی است.
    داستان پسر هیزم‌شکن فقیر و پری زیبا، داستانی زیباتر و عجیب‌تر از داستان‌های تخیلی است.
    5 дней назад
  • نسخه ی کامل افسانه:راز برگه آزمایشی که زندگی افسانه رابه لجن کشید!(حقیقتی که بعد از سال‌ها فاش شد)
    نسخه ی کامل افسانه:راز برگه آزمایشی که زندگی افسانه رابه لجن کشید!(حقیقتی که بعد از سال‌ها فاش شد)
    5 дней назад
  • داستان واقعی : شوهرمو امتحان کردم وقتی خواستم اسم منو حدس بزنه با اوردن اسم جاریم ...
    داستان واقعی : شوهرمو امتحان کردم وقتی خواستم اسم منو حدس بزنه با اوردن اسم جاریم ...
    1 год назад
  • داستان قدیمی : رسم و رسوم فاجعه بار! لنگه این داستان رو هیچ جا نمیتونی پیدا کنی حتما گوش بده
    داستان قدیمی : رسم و رسوم فاجعه بار! لنگه این داستان رو هیچ جا نمیتونی پیدا کنی حتما گوش بده
    5 дней назад
  • داستان واقعی : عاشقانه و جذاب از دست ندین #داستان
    داستان واقعی : عاشقانه و جذاب از دست ندین #داستان
    1 год назад
  • پیرزن میلیونر پس از دیدن گردنبند پیشخدمت به گریه افتاد😱 حقیقتی تکان دهنده فاش شد😨
    پیرزن میلیونر پس از دیدن گردنبند پیشخدمت به گریه افتاد😱 حقیقتی تکان دهنده فاش شد😨
    4 месяца назад
  • داستان شنیدنی واقعی اونقدر زشت بودم که شوهرم ...😭😭...#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان شنیدنی واقعی اونقدر زشت بودم که شوهرم ...😭😭...#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    2 дня назад
  • داستان واقعی : فکر می‌کردم بدبختم… تا اینکه یک تصادف، معجزه زندگی‌مو رقم زد!..#داستان_واقعی #پادکست
    داستان واقعی : فکر می‌کردم بدبختم… تا اینکه یک تصادف، معجزه زندگی‌مو رقم زد!..#داستان_واقعی #پادکست
    4 дня назад
  • داستان واقعی‌: شوهرم همیشه می‌گفت این خونه درب داغون مادربزرگتو بفروش #داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان واقعی‌: شوهرم همیشه می‌گفت این خونه درب داغون مادربزرگتو بفروش #داستان_واقعی #پادکست #داستان
    2 дня назад
  • О нас
  • Контакты
  • Отказ от ответственности - Disclaimer
  • Условия использования сайта - TOS
  • Политика конфиденциальности

video2dn Copyright © 2023 - 2025

Контакты для правообладателей video2contact@gmail.com