Logo video2dn
  • Сохранить видео с ютуба
  • Категории
    • Музыка
    • Кино и Анимация
    • Автомобили
    • Животные
    • Спорт
    • Путешествия
    • Игры
    • Люди и Блоги
    • Юмор
    • Развлечения
    • Новости и Политика
    • Howto и Стиль
    • Diy своими руками
    • Образование
    • Наука и Технологии
    • Некоммерческие Организации
  • О сайте

Скачать или смотреть داستان ارسالی :شب عروسی وقتی تصادف کردم شخصی بالای سرم اومدو رازی از خانواده شوهرم گفت که وحشت‌زده😳

  • داستان شرقی dastan sharghi
  • 2026-02-15
  • 914
داستان ارسالی :شب عروسی وقتی تصادف کردم شخصی بالای سرم اومدو رازی از خانواده شوهرم گفت که وحشت‌زده😳
  • ok logo

Скачать داستان ارسالی :شب عروسی وقتی تصادف کردم شخصی بالای سرم اومدو رازی از خانواده شوهرم گفت که وحشت‌زده😳 бесплатно в качестве 4к (2к / 1080p)

У нас вы можете скачать бесплатно داستان ارسالی :شب عروسی وقتی تصادف کردم شخصی بالای سرم اومدو رازی از خانواده شوهرم گفت که وحشت‌زده😳 или посмотреть видео с ютуба в максимальном доступном качестве.

Для скачивания выберите вариант из формы ниже:

  • Информация по загрузке:

Cкачать музыку داستان ارسالی :شب عروسی وقتی تصادف کردم شخصی بالای سرم اومدو رازی از خانواده شوهرم گفت که وحشت‌زده😳 бесплатно в формате MP3:

Если иконки загрузки не отобразились, ПОЖАЛУЙСТА, НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если у вас возникли трудности с загрузкой, пожалуйста, свяжитесь с нами по контактам, указанным в нижней части страницы.
Спасибо за использование сервиса video2dn.com

Описание к видео داستان ارسالی :شب عروسی وقتی تصادف کردم شخصی بالای سرم اومدو رازی از خانواده شوهرم گفت که وحشت‌زده😳

درود جانان دل به کانال خودتون داستان شرقی خوش اومدید 😍

❤️کارما رو فراموش نکنیم و انسان باشیم❤️

داستان درباره دختری پرورشگاهی به اسم حدیث هست که وقتی به سن ۱۸ سالگی میرسه بهزیستی ازش میخاد دیگه اونجارو ترک کنه و به دانشگاه بره و خودش خرج خودشو دربیاره اونم به دانشگاه میره اما خوابگاهش آزاد هست و باید پول پرداخت کنه تا اینکه یه پسر همکلاسیش که همه‌ی دانشگاه روش کراش دارند از این دختر خوشش میاد و باعث حسادت همه به حدیث میشه اما پسر ینی شهاب اونو وارد خانواده‌ش میکنه انقدر همه حدیث رو دوست دارند که حدیث به این موضوع شک میکنه و شب مراسم دوستش رازی از خانواده شهاب میفهمه که زندگیش زیرو رو میشه و باور نکردنیه…
_______

لینک کانال بند جنا..یی (بررسی پرونده‌های جنا..یی روز ایران)❗️❌    / @bandejenaee  

آخرین پرونده کانال عجیب و فجیع‌ پرونده دختر ۱.۳ ساله
   • پرونده جنایی : ⛔️دختر ۱۳ ساله ایرانی که بر...  

_______________
لینک کانال دانستنی‌های عجیب و غریب ( پر از اطلاعاتی که دونستنش جز واجباته اصن مغز سرت سوت میکشه از دیدن و شنیدنشون😉)

ممنوعه‌ترین مکان‌های روی زمین👇
   • ‼️ممنوعه ترین مکان‌های روی کره زمین‼️نمیذا...  

________________

داستان تو ارسالی :با آبدارچی شرکت پدرم ازدواج کرد اما نمیدونستم که اون 😱 #داستان_واقعی
   • داستان تو ارسالی :با آبدارچی شرکت پدرم ازد...  

داستان تو ارسالی :شوهرم وقتی پدرم ارث کلانی بهم دادتلفنی به یه نفر گفت…شوکه شدمو کاری کردم که…😱
   • داستان تو ارسالی :شوهرم وقتی پدرم ارث کلان...  

داستان ارسالی:تو برنامه دیوار لباسامو دیدم که گذاشتن برا فروش اماوقتی راز این جریان وفهمیدم و.حشتزده
   • داستان ارسالی:تو برنامه دیوار لباسامو دیدم...  

داستان ارسالی : ازمدرسه‌ پسرم زنگ زدن و چیزی گفتن که روونه‌ی تیمارستانم کرد😱
   • داستان ارسالی : ازمدرسه‌ پسرم زنگ زدن و چی...  

داستان ارسالی :حا،مله بودم و نمی‌دونستم بچه‌ از کیه تا اینکه یه شب😱داستانی که شنیدنش شوک‌زده‌ت میکنه
   • داستان ارسالی :حا،مله بودم و نمی‌دونستم بچ...  

داستان ارسالی :😱از خونه قهر کرده بودم وقتی برگشتم چیزی دیدم و شنیدم که وحشت‌زده…
   • داستان ارسالی :😱از خونه قهر کرده بودم وقتی...  

داستان واقعی: درست شب عروسیم از زنم چیزی دیدم که با خونواده‌م به مقصد نامعلوم فر.ار کردیم…🤯
   • داستان واقعی: درست شب عروسیم از زنم چیزی د...  

______________

اگه از داستان خوشتون اومده حتما کانال و سابسکرایب و زنگوله رو هم فعال کنید و برای دوستانتون بفرستید. توی کامنت‌ها نظراتتونو برام بنویسید🥰
دوستون دارم

__________________

داستانهای جدید خانواده
شرقی غمگین
داستان شرقی غمگین
#پادکست
#داستان_عاشقانه
#داستان
داستان شرقی
طراوت
مورد خاص

‼️این سرگذشت‌های سریالی بشددددددت پیشنهاد میشه‼️

لینک قسمت۱،۲،۳
سرگذشت خان و رعیتی آیلا

   • سرگذشت فرهاد خان و آیلا  

لینک سرگذشت فوق‌العاده قشنگ و متفاوت از خان‌زاده و رعیت شوکا
   • داستان دو قسمتی خان و رعیتیفوق‌العاده قشنگ...  


لینک داستان سریالی خان و رعیتی گلگون

   • داستان خان و رعیتی گلگون  


داستان سریالی نازگل خان و رعیت ، خیلی قشنگ و شنیدنیه

_______

داستان شرقی قشنگ ترین و هیجانی ترین سرگذشت‌ها رو براتون داره🌎


=====❤️=====❤️=====❤️=====

مرسی که مارو لایک میکنید❤️ و نظرات زیباتون رو با ما به اشتراک میذارید😍
ممنون میشم

Комментарии

Информация по комментариям в разработке

Похожие видео

  • داستان ارسالی: پولدار بودیم ولی مادرم برای کلفتی منو فرستاد خونه‌ی دشمنمون 😳وقتی فهمیدم چرا لال شدم
    داستان ارسالی: پولدار بودیم ولی مادرم برای کلفتی منو فرستاد خونه‌ی دشمنمون 😳وقتی فهمیدم چرا لال شدم
    17 часов назад
  • داستان تو ارسالی :شوهرم وقتی پدرم ارث کلانی بهم دادتلفنی به یه نفر گفت…شوکه شدمو کاری کردم که…😱
    داستان تو ارسالی :شوهرم وقتی پدرم ارث کلانی بهم دادتلفنی به یه نفر گفت…شوکه شدمو کاری کردم که…😱
    1 месяц назад
  • رمان صوتی عاشقانه وقتی او آمد، قسمت ۶(پایانی)
    رمان صوتی عاشقانه وقتی او آمد، قسمت ۶(پایانی)
    1 день назад
  • ماجرای شنیدنی  بعد ده سال عشقم برگشت و رازی رو گفت ...
    ماجرای شنیدنی بعد ده سال عشقم برگشت و رازی رو گفت ...
    11 дней назад
  • داستان واقعی:مطمئنم مثلشو نشنیدی..❤️عاشقانه،هیجانی و دلهره آور..!#داستان#داستان_واقعی#پادکست
    داستان واقعی:مطمئنم مثلشو نشنیدی..❤️عاشقانه،هیجانی و دلهره آور..!#داستان#داستان_واقعی#پادکست
    3 месяца назад
  • داستان واقعی:شادی/مردی از دست پلیسا نجاتم داد و بردن خونه امنی...چند ماه بعد مردی...#داستان#padcast
    داستان واقعی:شادی/مردی از دست پلیسا نجاتم داد و بردن خونه امنی...چند ماه بعد مردی...#داستان#padcast
    10 дней назад
  • اینقد تو گوشم خوند تا طلای مادرمو برداشتم و دادم زنم /داستان زندگی واقعی ...
    اینقد تو گوشم خوند تا طلای مادرمو برداشتم و دادم زنم /داستان زندگی واقعی ...
    2 месяца назад
  • داستان ارسالی :خیلی خوشگل بودم ولی شوهرم منو به کسی معرفی نمیکرد یهوغیبش زدوقتی پیداش شد که من معروف
    داستان ارسالی :خیلی خوشگل بودم ولی شوهرم منو به کسی معرفی نمیکرد یهوغیبش زدوقتی پیداش شد که من معروف
    2 дня назад
  • داستان واقعی شنیدنی ارسالی شما: 20 سال بعد دست خدا طوری جواب داد که 😍 ...
    داستان واقعی شنیدنی ارسالی شما: 20 سال بعد دست خدا طوری جواب داد که 😍 ...
    10 дней назад
  • وکیل بودم یه روز پرونده ای اومد دستم که توش زنم‌..شوکه زده...#داستان_فارسی
    وکیل بودم یه روز پرونده ای اومد دستم که توش زنم‌..شوکه زده...#داستان_فارسی
    11 дней назад
  • بله رو گفتم اما به کی؟!شب عروسیم هیچکی نمیدونست آیا شوهرم برای نجات من اومده یا نابودیم..حقیقتی که..
    بله رو گفتم اما به کی؟!شب عروسیم هیچکی نمیدونست آیا شوهرم برای نجات من اومده یا نابودیم..حقیقتی که..
    8 дней назад
  • داستان واقعی ارسالی :خواهرم بخاطر بچه‌دار نشدن و شوهرش درخواست بی‌شر.مانه‌ای ازم کرد ولی شوهرم…😱
    داستان واقعی ارسالی :خواهرم بخاطر بچه‌دار نشدن و شوهرش درخواست بی‌شر.مانه‌ای ازم کرد ولی شوهرم…😱
    2 недели назад
  • داستان شنیدنی واقعی همه منو بخاطر پدربزرگم ...😭😭...#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان شنیدنی واقعی همه منو بخاطر پدربزرگم ...😭😭...#داستان_واقعی #پادکست #داستان
    7 дней назад
  • داستان ارسالی:شوهرم نجات دهنده‌م بود یا عامل نابودیم؟چرا گفت برم سراغ نامزد خواهرم درحالیکه میدونست…
    داستان ارسالی:شوهرم نجات دهنده‌م بود یا عامل نابودیم؟چرا گفت برم سراغ نامزد خواهرم درحالیکه میدونست…
    4 дня назад
  • داستان واقعی‌: داشتم از سرکار برمیگشتم خونه که ... #داستان_واقعی #پادکست #داستان
    داستان واقعی‌: داشتم از سرکار برمیگشتم خونه که ... #داستان_واقعی #پادکست #داستان
    11 дней назад
  • داستان واقعی : فوووق العاده جذاب 🙊
    داستان واقعی : فوووق العاده جذاب 🙊
    1 год назад
  • داستان واقعی ارسالی:پزشک مامابودم زن عجیبی موقع زایمان کیفی بهم دادو چیزی گفت که شوکه… #داستان_واقعی
    داستان واقعی ارسالی:پزشک مامابودم زن عجیبی موقع زایمان کیفی بهم دادو چیزی گفت که شوکه… #داستان_واقعی
    4 недели назад
  • داستان واقعی:داستان ارسالی: 20 سال از عمرمو پشت میله های زندان😰...#داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی:داستان ارسالی: 20 سال از عمرمو پشت میله های زندان😰...#داستان_واقعی#پادکست#داستان
    10 дней назад
  • داستان واقعی:داستان ارسالی: مدید عامل بیمارستان بخاطر یک اشتباه کوچیک.. #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی:داستان ارسالی: مدید عامل بیمارستان بخاطر یک اشتباه کوچیک.. #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    6 дней назад
  • داستان واقعی: راز کثیف خانواده‌ای که زندگی یه پسر رو نابود کرد… اما آخرش غافلگیر میشی...
    داستان واقعی: راز کثیف خانواده‌ای که زندگی یه پسر رو نابود کرد… اما آخرش غافلگیر میشی...
    7 дней назад
  • О нас
  • Контакты
  • Отказ от ответственности - Disclaimer
  • Условия использования сайта - TOS
  • Политика конфиденциальности

video2dn Copyright © 2023 - 2025

Контакты для правообладателей video2contact@gmail.com