Logo video2dn
  • Сохранить видео с ютуба
  • Категории
    • Музыка
    • Кино и Анимация
    • Автомобили
    • Животные
    • Спорт
    • Путешествия
    • Игры
    • Люди и Блоги
    • Юмор
    • Развлечения
    • Новости и Политика
    • Howto и Стиль
    • Diy своими руками
    • Образование
    • Наука и Технологии
    • Некоммерческие Организации
  • О сайте

Скачать или смотреть سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن

  • راوی زندگی
  • 2025-12-23
  • 21807
سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن
  • ok logo

Скачать سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن бесплатно в качестве 4к (2к / 1080p)

У нас вы можете скачать бесплатно سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن или посмотреть видео с ютуба в максимальном доступном качестве.

Для скачивания выберите вариант из формы ниже:

  • Информация по загрузке:

Cкачать музыку سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن бесплатно в формате MP3:

Если иконки загрузки не отобразились, ПОЖАЛУЙСТА, НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если у вас возникли трудности с загрузкой, пожалуйста, свяжитесь с нами по контактам, указанным в нижней части страницы.
Спасибо за использование сервиса video2dn.com

Описание к видео سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن

اینجا جاییه برای شنیدن صدای آدم‌ها...
از قصه‌ی زندگی‌شون، از رنج‌ها و امیدهاشون، از لحظه‌هایی که شاید هیچ‌وقت گفته نشده.
هر داستانی که می‌شنوی، واقعی‌ه — از دلِ مردم، برای مردم.
گاهی تلخه، گاهی شیرین... اما همیشه از جنسِ زندگیه
==========================================
سلام به همه‌ی همراهان عزیز ❤️
اینجا جاییه برای شنیدن قصه‌های واقعی از زندگی آدم‌ها — قصه‌هایی از عشق، خیانت، امید، پشیمونی و سرنوشت...
هر داستان تکه‌ای از زندگیه، تجربه‌ای از دل، و درسی برای فردا.
امیدوارم روایت این داستان‌ها براتون هم الهام‌بخش باشه و هم یادآور این باشه که هیچ‌کس تو مسیر زندگی تنها نیست. 🌿
==================
#راوی_زندگی
#سرنوشت
#داستان
#پادکست
#داستان_زندگی
#روایتگر_زندگی
#راوی
#پادکست_صوتی
#پادکست_فارسی
#عشق
سر ظهر رفتم نون خشک خا رو بدم به نمکی که لای پولها یه برگه بهم داد و گفت امشب ساعت ۱۰ حتما خودتو بزن به خواب!!!نمیدونستم منظورش چیه تا وقتی که...
خیلی ممنون ازلایک و کامنت های خوبتون و انتقاداتون که کمک میکنه کلیپ های بهتری بسازیم.
==========================================

Комментарии

Информация по комментариям в разработке

Похожие видео

  • برای خرج بچه ی یتیمم شدم پرستار یه پیرمرد پولدار،دخترش هر روز بالاسرمون بود تا دست ازپاخطا نکنیم اما
    برای خرج بچه ی یتیمم شدم پرستار یه پیرمرد پولدار،دخترش هر روز بالاسرمون بود تا دست ازپاخطا نکنیم اما
    1 месяц назад
  • بیوه بودم اما هر شب گردنم وبازوم کبود میشد,مادر شوهرم میگفت میخوای بی آبرومون کنی!جاریم برادر شوهرمو
    بیوه بودم اما هر شب گردنم وبازوم کبود میشد,مادر شوهرم میگفت میخوای بی آبرومون کنی!جاریم برادر شوهرمو
    8 дней назад
  • گوش دادن این داستان برای پدر و مادرها از واجباته! به هیچ عنوان از دست ندید #داستان_واقعی #پادکست
    گوش دادن این داستان برای پدر و مادرها از واجباته! به هیچ عنوان از دست ندید #داستان_واقعی #پادکست
    3 недели назад
  • پدربزرگم یه دختر معلول رو عقد کرده بود اما هیچکس دلیل کارشو نمیدونست!هر وقت با هم تنها میشدن زنش
    پدربزرگم یه دختر معلول رو عقد کرده بود اما هیچکس دلیل کارشو نمیدونست!هر وقت با هم تنها میشدن زنش
    3 дня назад
  • توی بچگی فروخته شدم به یه مرد عرب و کنیری زن و بچشو میکردم اما همیشه فکر میکردم اون خانواوه چیزی رو
    توی بچگی فروخته شدم به یه مرد عرب و کنیری زن و بچشو میکردم اما همیشه فکر میکردم اون خانواوه چیزی رو
    12 дней назад
  • ❌گفتگوی تلفنی: شوهر خواهرم ازم میخواست معشوقه‌ش باشم😐💔
    ❌گفتگوی تلفنی: شوهر خواهرم ازم میخواست معشوقه‌ش باشم😐💔
    1 месяц назад
  • داستان ترسناک معلم روستا و عروس جنی : دختری که به خونم راه دادم از اجنه بود
    داستان ترسناک معلم روستا و عروس جنی : دختری که به خونم راه دادم از اجنه بود
    7 месяцев назад
  • کنیزک زن ارباب بودم فالگوش میموندم و حرفاشو میبردم برای مادر ارباب اما یه روز فهمید و منو به زور برد
    کنیزک زن ارباب بودم فالگوش میموندم و حرفاشو میبردم برای مادر ارباب اما یه روز فهمید و منو به زور برد
    2 месяца назад
  • داستان واقعی:داستان ارسالی: داشتم کنار سطل زباله دنبال چیزی میگشتم که‌‌. #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی:داستان ارسالی: داشتم کنار سطل زباله دنبال چیزی میگشتم که‌‌. #داستان_واقعی#پادکست#داستان
    4 недели назад
  • برای خرج بچه ی یتیمم رحم اجاره ای شدم،قرار شد برای یه مرد پولدار بچه ببارم،زنش هرشب پشت دراتاق بودتا
    برای خرج بچه ی یتیمم رحم اجاره ای شدم،قرار شد برای یه مرد پولدار بچه ببارم،زنش هرشب پشت دراتاق بودتا
    2 месяца назад
  • عاشق زنی شدم که میگفت بیوه س،هر شب میومد خونم و چیزی برام کم نمیزاشت،پر از حس عشث و لذت بود برام تا
    عاشق زنی شدم که میگفت بیوه س،هر شب میومد خونم و چیزی برام کم نمیزاشت،پر از حس عشث و لذت بود برام تا
    1 месяц назад
  • یک زن تاجر بر مزار پسرش می‌رود و زنی اسپانیایی را می‌بیند که همراه یک کودک گریه می‌کند...
    یک زن تاجر بر مزار پسرش می‌رود و زنی اسپانیایی را می‌بیند که همراه یک کودک گریه می‌کند...
    3 месяца назад
  • شوهرم از کارخونه دارهای کله گنده ی ایران بود،دورش پر بود از دختر و زنای رنگ و وارنگ اما اون از بچگی
    شوهرم از کارخونه دارهای کله گنده ی ایران بود،دورش پر بود از دختر و زنای رنگ و وارنگ اما اون از بچگی
    2 месяца назад
  • داستان واقعی:داستان ارسالی:یه مرد ثروتمند که دنبال وارث میگشت،سرگذشت سارا#داستان_واقعی#پادکست#داستان
    داستان واقعی:داستان ارسالی:یه مرد ثروتمند که دنبال وارث میگشت،سرگذشت سارا#داستان_واقعی#پادکست#داستان
    1 месяц назад
  • بیوه بودم و دخترمو میزاشتم پیش پدرم،همه چی خوب بود تا اینکه یه مدت هر وقت از سرکار برمیگشتم بدن
    بیوه بودم و دخترمو میزاشتم پیش پدرم،همه چی خوب بود تا اینکه یه مدت هر وقت از سرکار برمیگشتم بدن
    3 месяца назад
  • داستان واقعی داستان ارسالی، بی نهایت جذاب و قشنگه😍اگ میتونی گوش نده😊
    داستان واقعی داستان ارسالی، بی نهایت جذاب و قشنگه😍اگ میتونی گوش نده😊
    2 недели назад
  • شوهرم گفت دوسم نداره بیصدا از زندگیش رفتم چند سال بعد درحالی دیدمش که به عنوان دکتر... / #پادکست
    شوهرم گفت دوسم نداره بیصدا از زندگیش رفتم چند سال بعد درحالی دیدمش که به عنوان دکتر... / #پادکست
    2 месяца назад
  • دخترجوان فقیر هنگام ازدواج با پیرمرد از شدت ناراحتی گریه کرد، اما در شب عروسی اتفاقی افتاد که... 😱
    دخترجوان فقیر هنگام ازدواج با پیرمرد از شدت ناراحتی گریه کرد، اما در شب عروسی اتفاقی افتاد که... 😱
    3 месяца назад
  • #داستان_واقعی :یکی از بهترین داستانای ارسال شده از طرف شما...❤👌#داستان #dastan_eqlima #dastan
    #داستان_واقعی :یکی از بهترین داستانای ارسال شده از طرف شما...❤👌#داستان #dastan_eqlima #dastan
    1 месяц назад
  • داستان بسیار قشنگه حتما گوش بده و از دستش نده
    داستان بسیار قشنگه حتما گوش بده و از دستش نده
    1 месяц назад
  • О нас
  • Контакты
  • Отказ от ответственности - Disclaimer
  • Условия использования сайта - TOS
  • Политика конфиденциальности

video2dn Copyright © 2023 - 2025

Контакты для правообладателей video2contact@gmail.com