Logo video2dn
  • Сохранить видео с ютуба
  • Категории
    • Музыка
    • Кино и Анимация
    • Автомобили
    • Животные
    • Спорт
    • Путешествия
    • Игры
    • Люди и Блоги
    • Юмор
    • Развлечения
    • Новости и Политика
    • Howto и Стиль
    • Diy своими руками
    • Образование
    • Наука и Технологии
    • Некоммерческие Организации
  • О сайте

Скачать или смотреть صوتی - این سرزمین وحشی قلمرو ماست - 71 audio book- This wild land is our territory - story - YouTube

  • Jill Valentine
  • 2025-11-16
  • 9
صوتی - این سرزمین وحشی قلمرو ماست - 71 audio book- This wild land is our territory - story - YouTube
  • ok logo

Скачать صوتی - این سرزمین وحشی قلمرو ماست - 71 audio book- This wild land is our territory - story - YouTube бесплатно в качестве 4к (2к / 1080p)

У нас вы можете скачать бесплатно صوتی - این سرزمین وحشی قلمرو ماست - 71 audio book- This wild land is our territory - story - YouTube или посмотреть видео с ютуба в максимальном доступном качестве.

Для скачивания выберите вариант из формы ниже:

  • Информация по загрузке:

Cкачать музыку صوتی - این سرزمین وحشی قلمرو ماست - 71 audio book- This wild land is our territory - story - YouTube бесплатно в формате MP3:

Если иконки загрузки не отобразились, ПОЖАЛУЙСТА, НАЖМИТЕ ЗДЕСЬ или обновите страницу
Если у вас возникли трудности с загрузкой, пожалуйста, свяжитесь с нами по контактам, указанным в нижней части страницы.
Спасибо за использование сервиса video2dn.com

Описание к видео صوتی - این سرزمین وحشی قلمرو ماست - 71 audio book- This wild land is our territory - story - YouTube

ابیگل گفت:
کاش بیشتر از این لباس ها داشتیم. من زده به سرم همینطوری بپرم توی آب.
جیل گفت:
شک نکن و بپر.
بپرم! ولی دمم رو چیکار کنم.
پاهات تبدیل می شن. با همین تاپی که تنته برو، مثل یه فرد عادی! موقع بیرون اومدن من کمکت می کنم که اون قدر بدنت سریع خشک بشه که خودتم نفهمی کِی دوباره پا در آوردی.
کریستال گفت:
اگه همچین کاری رو می تونی انجام بدی، همگی ما می ریم! چرا زودتر نگفتی!
خب، جادوشو رو دقیقا نمی دونستم چطوری باید اجرا کرد و اصلا عملی هس! یک باد گرم و خشک، از مرلین کمک گرفتم. شماها به محض این که از آب خارج می شین می تونین مثل آدم ها راه برین. ولی خب نباید کسی ببینتتون، این جادو اون لحظه رو از همه مخفی و نامرئی می کنه. اولین باره که می خوام
اجراش کنم پس یکی یکی و با فاصله بیرون بیایین. الیزا اولین نفر باشه، فکر کنم برای حواس پرتی و شبیه سازی و تمرکزم بهتر باشه.
هنوز حرفش تمام نشده بود که آن ها درمیان آب بودند. نور های ملایمی شروع به درخشش کردند و دم ها شروع به حرکتی آرام در میان امواج کردند.جیل و بقیه نگاهشان به لباس هایی که روی شن ها افتاده بودند افتاد.
جیل با کمی اخم گفت:
خوبه گفتم اولین باره، همتون با هم پریدین، چقدر عجولین!
مدیسون گفت:
نمی دونی چه حسی داره. انگار توی خونه ام. این موج ها، گرمی آب؛ دلم می خواد خودمو بغل کنم.
جیل:
بغل کن! زود باش.
و او هم خودش را بغل کرد و همگی شروع به خندیدن کردند.


بنجامین گفت:
بهشون حسودیم شد. تموم دنیا رو بهشون دادن، ولی هم ما و البته این ها بیشتر اسیر و دلتنگن، با جادو و مخفی کاری باید به اونی که می خوای برسی.
خودش هم تا جایی که ارتفاع آب و زمین زیر پایش اجازه می داد در دریا پیشروی کرد. که بقیه از جمله ساویر هم در کنارش و به او ملحق شدند.
ساویر گفت:
یه رستوران هست که حین غذا خوردن می تونستی ماهی و موجودات دریایی رو از پشت شیشه های بزرگ ووسیع آکواریوم تماشا کنی. اما هم به خاطر مخارج سنگین و گرانی بلیت و طوفان الی که اومد. آسیب و خسارت بالایی دید که صاحبش تعطیلش کرد. اگه بتونیم بخریم و یا اجاره و تعمیرش کنیم؛ پری دریایی ها می تونن توی اون نمایش بدن، مردم هم اگه اونا رو با دم ببینن خیال می کنن نمایشی و قلابیه در حالی که اونها اصل نه دختر نمایشی. یه فروشگاهی هم کنارش می زنیم تا این دم های پری دریایی رو بفروشیم. وقتی همهف چه مردها و زن هاف دختر و پسر ها از این ها استفاده کنن. کی می تونه بفهمه کریستال، الیزا و بقیه انسان نیستن.
الکساندر گفت:
چه فکر عجیب و جالبی، مشکل اونا هم حل می شه.
ساویر:
تازه، شماها می تونین اداره اش کنین مثل ماتیلدا، هم کار و هم درآمد دارین و چون از رستوران ماتیلدا خیلی فاصله داره و به ساحل نزدیک تره برای اونم مزاحمت و رقیب محسوب نمی شه. هر چند با این کاری که کردند و قراره کل جنگل های بین اینجا و واشنگتن به هم مثصل و سرزمین در اختیارتون خیلی وسیع تر بشه، اون جا هم رستوران هایی مثل اون به وجود می یاد برای آدم ها هم همنطوره.
متیو گفت:
دیگه حوصله شون سر نمی ره ، ما هم همینطور، اون دریاچه ها خیلی دلگیرن، نگاهشون کنین مثل بچه ها با هم بازی می کنن، اگه این محدودیت و معذوریت نبود چندین بار از آب به سمت بالا می پریدن.
نوا گفت:
به نظرت اونجا رو اگه بفهمه می خواییم چیکار کنیم به ما می فروشه یا اجاره می ده؟ ممکنه خودش دوباره وسوسه بشه.

ویکتوریا گفت:
دقیقا ما می خواییم اون جا رو خودمون اداره کنیم، هم پری دریایی ها راحت باشن و هم ما مشغول و
درآمد داشته باشیم.
ساویر:
خب، حرفی از این که دقیقا می خواییم چیکار کنیم نمی زنیم. دنبال یه وکیل خوب می گردیم که بعدا نتونه بزنه زیر قرار دادش.
تقریبا تا نزدیک غروب و این که ساحل به خاطر سرمایی که خودش را نشان میداد خلوت تر می شد. صبر کنند، الیزا اولین نفری بود که از آب بیرون آمد.
جیل با مدیسون شروع کرد. پس از موفقیت کامل بقیه هم از آب خارج شدند. دختر ها کُلی صدف و گوش ماهی با خودشان آورده بودند و با شنیدن پیشنهاد ساویر از خوشحالی فریاد شادی کشیدند و او را در آغوش گرفتند. سپس همگی با کالسکه ها به سمت دریاچه ها برگشتند

Комментарии

Информация по комментариям в разработке

Похожие видео

  • О нас
  • Контакты
  • Отказ от ответственности - Disclaimer
  • Условия использования сайта - TOS
  • Политика конфиденциальности

video2dn Copyright © 2023 - 2025

Контакты для правообладателей [email protected]